آمدم  از سفر دور  و دراز   ای رمضان

هر چه جان بود سپردم به آواز نیاز  ای رمضان

هر چه دل بود شكستم با سوز و ساز ای رمضان

سر به آيينه الغوث زدم در شب قدر

آب شد زمزمه راز و نياز ای رمضان

توشه کن اشک مناجات مرا،تا محرم تا صفر تا کربلا تا مدینه ای رمضان